برای پسرم و دخترم

اولین بار

اولین شبیه که ایلیا تنها موتده جایی. البته شب زایمانم سر هانا هم موند ولی من اونشب خونه نیودم. ازم قول گرفته بود بمونه خونه مامانه! پیش خاله هاش. امشب هر کاری کردم دیگه حریفش نشدم. تسلیم شدم. دیگه باید کم کم قبول کنم که دیگه روز به روز مستقل تر میشه و وابستگیش کمتر! الان ساعت ٢ و از ساعت دوازده و نیم که اومدیم من سه بار زنگ زدم. دفعه اول تو اتاق خاله کوچبکه دفعه دوم پیش مامانه و دفعه سوم گفت گرسنه ام نون پنیر دارم میخورم! ساعت دو نصفه شب! البته تو خونه زیاد پیش میاد. اما حالا از هانا که جیگره منه راه میرع و هی میگه بابا بابا. مامان همه چیز رو هم یه جور بامزه ای میکشه میگه ایلییییییییا یوسف هم میگه ولی یه جور بامزه ای به زبون خودش دایی و عمو وعمه و حجی در دست دده ام آبو رفت و تش یعنی چشم هم میگه امروز هدیه هم میگفت بش میگیم هانا خودت رو لوس کن یه شکلکی در میاره خوردنیی ووووی بش میگم خالت کو انگشتش رو میذاره رو خال کوچولوی رو بازوش و میده به من تا هزار بار بوسش کنم راستی حاجی هم شدن جای همه خالی اول فروردین نود و یک عازم مکه شدیم عجب سفریه!!!! حس عجیبی داره بازم میام. کوچولوها دوستون دارم
نویسنده : هدیه : ٢:٠٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱/٢٥
Comments نظرات () لینک دائم

دلم میخواد بنویسم

فقط خدا میدونه چقدر دلم میخواد مثل قبل بنویسم همش احساس میکنم دارم روزهای دخترک رو از دست میدم و یادداشتی براش ندارم هانا همش تو خونه راه میره داد میزنه مامان مامان البته ممن میگه سعی میکنه از هر جای تنگی رد بشه میره و گیر میفته گریش در میاد. به ایلیا میگم انقدر شبها پتوت رو از روت ننداز میگه مامان من پاهام به پتو حساسیت داره عاشق حرف زدن ایلیام وقتی کلمات بزرگونه میگه. البته اگر از زبون درازیهاش بگذریم!! هانا هم خوردنی شده. فلفل خانمه. دقیقا یک هفته بعد از تولدش راه افتاد تاب تاب عباسی رو هم میخونه خیلی سریع این بازیهایی رو که شکلها رو باید جای خودشون گذاشت رو درست میکنه کم مینویسم بلکه وسوسه بشم دوباره بیام
نویسنده : هدیه : ۱:۳٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٤
Comments نظرات () لینک دائم

نه ماهگی دختر نازم

١-عزیز من یاد گرفته میگه ادو یعنی الو ٢- جایی بودی تلفن زنگ خورد خیلی سریع گفت : ادو ٣-میگیم هانا بگو گل یه گ از ته حلقش میگه. من که ضعف میکنم ۴- چیزهای دیگه مثل ده یعنی بده هم میگه. ماما بابا هم میگه ۵- کلا بچه حواس جمعیه ۶- ایلیا هم مرد شده منتها از مدل خیلی شیطون. هنوز هم یه روزهایی کم میارم باهاش ولی خیلی بچه سرگرم کننده ایه!!!!! ٧- ماشالا به هردوتون
نویسنده : هدیه : ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/۱
Comments نظرات () لینک دائم

چهاردست و پا

دخترک با سرعت زیادی داره کارهای جدید یاد میگیره در هشت ماه و نیمی مثل چی چهاردست و پا میره و هر جا دید میتونه دست بگیره دستش رو میگیره زور میزنه پاشه. هر چب بخواد حالی میکنه امروز با جیغ هاش ورحرکت دادن خودش بهمون فهموند که میخواد تلویزیون رو روشن کنیم براش بیبی انیشتن بزاریم. فداااااات دخترک عاقل من
نویسنده : هدیه : ۱:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۱٩
Comments نظرات () لینک دائم

← صفحه بعد